
شعبان شد و پیک عشق از راه آمدعطر نفس بقية الله آمدبا جلوه سجاد، ابوالفضل و حسينيك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد...
ادامه مطلب
خداجان...مگرنهاینڪهمننیزچونتوتنهایم!پسمرادریابــــوبهسوۍخویشبازگرداندستانمهربانتـــ رابگشاڪهسخت نیازمند آرامشت هستمبامنبمانخداۍهمیشههمراهجانان، تو ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ...ﺗﻮ ﻓﺮﺩﺍﯾ...
ادامه مطلب
خدا جانم☘اینگونه که در من نفس میڪشیبگو چگونه وابستهی بودنت نباشمتویی ڪه اینگونه زندگیام را با من قدم میزنیو نزدیڪ بودنت را ڪنار رگ گردنم جا میگذاریبـــــگو چگونه در تو حبس نباشمتویی ڪه اینگ...
ادامه مطلب
ای خدامی دانمـــــــــ.... زندگی محفل باغی گذراست که پُر از درد و بلاست که پُر از جور و صفاست من فقط میدانم که خدا آن بالاست و همیشه با ماست! نعمتش در بر ماست حکمتش بر سر ماست رحمتش در پی ماست ولی آدم تنهاست! من فقط میدانم که خـدا آن بالاست ... ...
ادامه مطلب
امروز را می خواهم فیروزه ای باشم مثل کاشی های خوشرنگ حوض مادر بزرگ پر از آرامش ... امروز را می خواهم فیروزه ای باشم زیر سقف آبی آسمانم نفسی تازه کنم پر از عطر خدا امروز را می خواهم شاد باشم با مهر و شاعرانه قدم بزنم سنگ فرش های فیروزه ای باغ احساس را ... ...
ادامه مطلب
هر چقدر که می توانی صبور باش، آرام و صبور... نه اینکه غصه ها را رج به رج ، ردیف به ردیف ، بچینی توی دلت و دم نزنی و غمباد بگیری و آن وقت بگویی که صبورم صبور باش یعنی: آنقدر فتیلۀ چراغِ توکلت را بالا بکشی، که نور آرامش حضورش تمام دلت را روشن کند تمام دلت را به امید فردا که نه به امنیت همین لحظه، به شیرینی همین الان روشنِ روشن کند . . بگذار گریه هایت که تمام شد آفتاب مهربانی اش بتابد به گوشه گوشۀ ...
ادامه مطلب
وقتی كه خدا شهریار قلب من است هیچ گزندی به من نمی رسد همه چیز می گذرد مانند رویا می آیند و می روند من در شادی بی مرگی هستم و ترسی ندارم زیرا كه او در من ساكن است و سایه جاودانه او بر روح من حكمــفرماست و اینک دستم را بر آستانت بلند می کنم که دستگیرم باشی تو همانی که من می خواهم، پس مرا همان کن که تو می خواهی... ...
ادامه مطلب
خدا کند لبی به آه، نشکند بلور بغض سینه ای به شامگاه نشکند کبوتری که پر زند به شوق آشیانه ای خدا کند که بال او میان راه نشکند......
ادامه مطلب
خدای خوبم امروزم را به تو می سپارم ناامیدی دیروزم را دور کن به من کمک کن تا آنچه را سبب درد و رنجم شده است و آنچه محدود و محصورم میکند را ببخشم به من کمک کن تا دوباره شروع کنم خدایا به زندگیم برکت ببخش و ذهنم را روشن کن روزهایی را که پیش رو دارم به تو می سپارم لطفا به هر کس و هر موقعیتی که با آن روبرو میشوم برکت ببخش از من انسانی بساز که تو میخواهی، تا کاری را انجام دهم که تو میخواهی خدای مهربانم به درون قلبم نفوذ کن و همه ی خشم ، ترس و درد درونم را دور کن روحم را جانی تازه ببخش و ذهنم را آزاد کن خدایا برای امروز و هر روز از تو متشکرم... ...
ادامه مطلب
خدای خوبم... چه لذتی دارد وقتی فکر می کنم در فراز و فرودهای راه زندگی باری دیگر به من نگاه می کنی لبخند میزنی و به من می گویی : تو هنوز بندهء منی... ...
ادامه مطلب
در هر آیینه که زیبایی را میبینی، به یاد آر که در فضایی مقدس هستی. می گویم در هر جا: در چهره یک انسان، در چشمان یک کودک، در گلبرگ های یک گل، یا در بالهای پرنده ای در پرواز، در رنگ رنگ یک رنگین کمان، یا در سکوت یک صخره... هرجا که زیبایی میبینی، به یاد آر که در فضایی مقدس هستی خداوند نزدیک توست.......
ادامه مطلب
سجاده رو دوست داشتم هر جا سجاده بود میشد با خدا خلوت کرد... حتی وسط صف نماز جماعت... هنوزسجاده ام را دوست دارم... اما یاد گرفتم برای خلوت کردن با خدا حتما لازم نیست دنبال سجاده بگردم تموم زمین سجاده من است... روزگارتون پر از لحظه های دو نفری با خداوند......
ادامه مطلب
آدمی در آغوش خدا غمی نداشت پيش خدا حسرت هيچ بيش و كم نداشت دل از خدا بريد و بر زمين نشست صد بار عاشق شد و دلش شكست به هر طرف رو كرد راهش بسته بود يادش آمد يك روز دل خدا را شكسته بود......
ادامه مطلب
“عشق و محبت” ردپای خدا در زندگیست امیدوارم زندگیتان پر از ردپای خدا باشد . . ....
ادامه مطلب
نمی دانم که چه سرنوشتی خواهم داشت ... لیکن می دانم خدایی دارم که سرنوشت من را طوری رقم خواهد زد که حتماً زیباست ... ...
ادامه مطلب
ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺯﻧﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﭘﺎﮎ ﺳﺮﺷﺖ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﯽ ﻋﻠﯿﻪﺍﻟﺴﻼﻡ، ﮐﻠﯿﻢﺍﻟﻠﻪ، ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: «ﺍﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪﺍ، ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺩﻋﺎ ﮐﻦ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺨﻮﺍﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﯼ ﺻﺎﻟﺢ ﻋﻄﺎ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﺷﺎﺩ ﮐﻨﺪ.»......
ادامه مطلب
من و خدا سوار یک قایق دو نفره شدیم ... من اشتباه کردم جلو نشستم و خدا عقب ... سکان زیر پای من بود و سر دو راهی ها دلهره میگرفتم ... تا اینکه جایمان را عوض کردیم ... حالا آرام شده ام و هر وقت از او میپرسم که کجا میرویم ...؟ برمیگردد و با لبخند میگوید : تو فقط پارو بزن ......
ادامه مطلب
در گذر از جــــــــــــــــاده ی زندگـــــــــــــــی آموختم... آموختم که همیشه و در هر شرایطی میشه لبخند زد،حتی تلخ آموختم که آدما همیشه اون چیزی نیستن که نشون میدن آموختم که آیینه ی هر کس باشم آموختم که فرق نمیکنه چه جور خــــــــــــدا رو صدا کنم، مهم اینه که اون حرف منو میفهمه و واسم یه دوست خوبه... ...
ادامه مطلب