خرید بک لینک

وقتی كه خدا شهریار قلب من است

هیچ گزندی به من نمی رسد همه چیز می گذرد

مانند رویا می آیند و می روند من در شادی بی مرگی هستم و ترسی ندارم

زیرا كه او در من ساكن است و سایه جاودانه او بر روح من حكمــفرماست

و اینک دستم را بر آستانت بلند می کنم که دستگیرم باشی

تو همانی که من می خواهم، پس مرا همان کن که تو می خواهی...

برچسب: شهریار, نویسنده: باران کریمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 14:11

صفحه بندی