
شعبان شد و پیک عشق از راه آمدعطر نفس بقية الله آمدبا جلوه سجاد، ابوالفضل و حسينيك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد...
ادامه مطلب
خداجان...قاب ِعڪسی ڪهنه ام در گنجه ؛ پیدا ڪن مرابر غبار صورتم دستی بڪش ؛ “ها” ڪن مرااز تماشا ڪردن باران ڪه لذت می بریروبرویم ساعتی بنشین ، تماشا ڪن مرا...جانان...همنشیـن از همنشـین رنـگ مـے گیرد،خ...
ادامه مطلب
در این دنیا تو را دارم یگانه مهربان من... بود فخرم همه در تو ، تو هستی آبروی من چنین گفتی که آگاهی ز دانه دانه موی من شناسی بندۀ خود را و دانی جمله خوی من گهِ فرسودگی و غم ، زمان شادی و عزت به درگاهت شتابانم که باز است آن بهسوی من... ...
ادامه مطلب
خدایا... مرا از كسانى قرار ده كه آوازشان دادى، پس پاسخت دادند به آنها توجه فرمودى، پس در برابر بزرگی ات مدهوش شدند و با آنان راز پنهان گفتى و آنان آشكارا براى تو كار كردند خدایا... بر خوش بینی ام ناامیدى و یأس را چیره نساز و امیدم را از زیبایى كرمت قطع نكن... ...
ادامه مطلب
نیت میکنین که برای قضای حاجت دورکعت نمازمیخوانم و سپس برای شروع نوزده بارذکربسم الله الرحمن الرحیم رومیگین وبعدحمدرومیخونین وبعدازحمد،سوره توحیدروبخونید، رکعت دومم مثل رکعت اول هست، بعدازسلام نماز،۷۸۶مرتبه ذکربسم الله الرحمن الرحیم روبگین وسپس دعاکنید... ...
ادامه مطلب
وقتی كه خدا شهریار قلب من است هیچ گزندی به من نمی رسد همه چیز می گذرد مانند رویا می آیند و می روند من در شادی بی مرگی هستم و ترسی ندارم زیرا كه او در من ساكن است و سایه جاودانه او بر روح من حكمــفرماست و اینک دستم را بر آستانت بلند می کنم که دستگیرم باشی تو همانی که من می خواهم، پس مرا همان کن که تو می خواهی... ...
ادامه مطلب
خانواده بسیار فقیری بودند که در یک مزرعه و یک کلبه کوچک کنار مزرعه کار و زندگی می کردند و کلبه ی آنها نه اتاقی داشت و نه اسباب و اثاثیه ای اعضای خانواده از برداشت محصولات مزرعه ، آنقدر گیرشان می آمد که فقط شکمشان را به سختی سیر کنند . اما یک سال بدون هیچ علتی محصول کمی بیش تر از حد معمول ب...
ادامه مطلب
چه زیباست امیدوار بودن و با امید زندگی کردن نه امید به خــــــــود که غرور اســــــــت نه امید به دیـــــگران که نادانی اســـــــت بلکه امید به خدا ، که منبع تمام آرامشهاست... ...
ادامه مطلب
این بار،تو قلم را در دستان من بچرخان... ناتوان ترین سرانگشتان،همان هايي اند که بی اذن تو می نگارند و بی نام تو تکرار می شوند دستان خالی من کجا و تکرار مکرر نام تو کجا... من هر سحر،با تو"آغاز"میشوم میدانی سجاده ام،بال در می آورد... وقتی که سحرهای رمضان عطر تو در خانه مان میپیچد وقتی تو،سفرهد...
ادامه مطلب
شیخ كفعمى در مصباح و بلدالامین و شیخ شهید در مجموعه از حضرت رسول (ص) نقل كرده اند كه آن حضرت فرمود: هر كه این دعا را در ماه رمضان بعد از هر نماز واجبى بخواند، حق تعالى گناهان او را تا روز قیامت بیامرزد، و دعا این است: التماس دعا ...
ادامه مطلب
خدایا... تو خوبتر از آن هستی که مرا تنها بگذاری خـــدای من... خدای تمـــام مهربــــانی هاست......
ادامه مطلب
ﺧﺪﺍﯾﺎ... ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﻣﻦ ﺑﺎﺵ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﻣﻦ ﺑﺘﺎﺏ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﺩﻗﯿﻘﻪﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫم ﻧﺸﯿﻨﯽ ﺑﺎﺗﻮ......
ادامه مطلب
منم پروردگارت خالقت ازذره ای ناچیز... صدایم کن مرا آموزگار قادر خود را قلم را علم را من هدیه ات کردم......
ادامه مطلب
خدایا ببخش که از خود جدا میشوم … و همیشه با منی و من ، گاهی بی خدا می شوم در این گاهی به گاهی راه نشانم بده......
ادامه مطلب
"خدا"را دیده ای آیا...؟ و آیا دیده ای وقتی خطایی میکنی اما... ته قلبت پشیمانی و میخواهی از آن راهی که رفتی باز برگردی... نمیدانی که در را بسته او یا نه...؟ یکی با اولین کوبه ات بر در، آهسته میگوید... بیا ای رفته صد بارآمده ، بازآ... که من در را نبستم ، منتظر بودم که برگردی......
ادامه مطلب
من و خدا سوار یک قایق دو نفره شدیم ... من اشتباه کردم جلو نشستم و خدا عقب ... سکان زیر پای من بود و سر دو راهی ها دلهره میگرفتم ... تا اینکه جایمان را عوض کردیم ... حالا آرام شده ام و هر وقت از او میپرسم که کجا میرویم ...؟ برمیگردد و با لبخند میگوید : تو فقط پارو بزن ......
ادامه مطلب
خدایا ای اولین و آخرین مهربانی دستهایم را در اسکلۀ تاریک ترس سحرگاهان نیاز بی کلمه رها نکن خدایا عاشقی را حرف به حرف برایم معنا کن... ...
ادامه مطلب
امروزم بوی آرامش می دهد… سپردن همه چیز به دستان گرم خدا… ...
ادامه مطلب
خدایا... سرده این پایین از اون بالا تماشا کن اگه میشه فقط گاهی خودت قلب منو "ها" کن... ...
ادامه مطلب