دم مرد فروشنده گرم که وقتی با چادرم وارد بوتیکش شدم گفت:
خانم قیمتای ما بالای پونصد شیشصد تومنه، پایین پاساژ ارزونتره!
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دم دوستم گرم که وقتی با هزار شوق و ذوق آماده میشم برای بیرون رفتن باهاش
لحظه آخر زنگ زد و گفت: عزیزم نمیشه یه امروز چادر نزاری؟!
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دم اون دوستی که توی پارک پوست موزش رو به سیاهی چادرم کشید
وقتی نگاهش کردم با تمسخر گفت: اوا فکر کردم سطل آشغالی گرم!
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
شاید اینا از نظر شما ساده باشن ولی به مولا علی(ع) قسم بدجور دل میشکونن
دمتون و دمشون گرم که از من ، من ساختید...
یادتان باشد من به حرف شما چادر نزاشتم
که حالا به حرف شما چادرم را بردارم...
