رنجهایم را داخل کیسه ریختم و دم در گذاشتم
اما فرشتگان برایم باز فرستادند معطر به عطر بهشتی...
تا هرگز یادم نرود روزی همین رنجها بود که راه نجات را به من آموخت
همین رنجها بود که راه درست زیستن را به من هدیه داد
رنجهایم را بوسه میزنم و در صندوق گنجهایم میگذارم گذر زمان جواهرشان میکند
و خوب می دانم در لحظه لحظه اش خدایم هست و خواهد بود
و آرام می شوم در دریای مهربانی خالقم...