الهی...
رو به کدام دریچه، مهربانی ات را فریاد بزنم که تمام روزنه ها در نیایش تواند
خدایا، محتاجِ با تو بودنم
تشنه تر از همیشه، دستانم را دراز کرده ام
تا از فراسوی ستّارالعیوبی که تو هستی، نور بگیرم
ای نور محض...
به این دلخوشم که هنوز هم طنین عشق تو، ناخواسته در گوش های من است
یا نور...
باز هم بندگی ام را به مهربانی ات دخیل می بندم
و سفره نیازم را بر آستانه اجابتت می گشایم...

برچسب:
نویسنده: باران کریمی