خرید بک لینک

یک به یک روزها را می کاوم؛ با دست های خاکی و زمینی ام

با اشتیاقی که هنوز بوی خاک می دهد. آه، خدای همین نزدیکی ها

چگونه با این دو بال زمینی، با این دو بال در پیله مانده، می توان در هوای تو پرگشود

ای خدای پنجره های رو به نور، ای خدای آسمان های نزدیک

ای آن که خرده بر شکسته بالی افتاده ها نمی گیری

اینک بال هایم شوق پرواز را زمزمه می کنند

پر کن پنجره هایم را خدایا؛ از نور خویش

من با تمام اشتیاقم ایستاده ام تا بالم دهی

تا آسمانی دیگرگونه را به بال هایم، به بال های اشتیاقم نشان بدهی

اینک دوباره به بال های شکسته ام مرهمی عطا کن

تا پر بگشایم به اوج نقطه پرواز؛ تا به آسمان نشان بدهم

با وجود زمینی بودنم، آسمانی تر از تمام پرندگانم...

برچسب: نویسنده: باران کریمی تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 19:13

صفحه بندی